+ * -
امروز 8 اسفند ماه ، 1395

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
گردش سايه ها
بيست و يكمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :



انجير كهن سر زندگي اش را مي گسترد.
زمين باران را صدا مي زند.


گردش ماهي آب را مي شيارد.
باد مي گذرد. چلچله مي چرخد. و نگاه من گم مي شود.
ماهي زنجيري آب است ، و من زنجيري رنج‌.
نگاهت خاك شدني ، لبخندت پلاسيدني است‌.
سايه را بر تو افكندم تا بت من شوي‌.
نزديك تو مي آيم ، بوي بيابان مي شنوم‌: به تو مي رسم ،
تنها مي شوم‌.
كنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگي من گسترده است .
از من تا من ، تو گسترده اي‌.
با تو برخوردم‌، به راز پرستش پيوستم‌.
از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسيدم‌.
و با اين همه اي شفاف !
مرا راهي از تو بدر نيست‌.
زمين باران را صدا مي زند ، من تو را.
پيكرت زنجيري دستانم مي سازم‌،
تا زمان را زنداني كنم‌.
باد مي دود ، و خاكستر تلاشم را مي برد .
چلچله مي چرخد. گردش ماهي آب را مي شيارد. فواره
مي جهد : لحظه من پر مي شود.



بازديد : 8386 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب گردش سايه ها