+ * -
امروز 5 تير ماه ، 1396

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
غبار لبخند
نهمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :



مي تراويد آفتاب از بوته ها.
ديدمش در دشت هاي نم زده


مست اندوه تماشا ، يار باد،
مويش افشان ، گونه اش شبنم زده‌.

لاله اي ديديم - لبخندي به دشت‌-
پرتويي در آب روشن ريخته‌.
او صدا را در شيار باد ريخت‌:
« جلوه اش با بوي خنك آميخته.»

رود، تابان بود و او موج صدا:
« خيره شد چشمان ما در رود وهم.»
پرده روشن بود ، او تاريك خواند:
«طرح ها در دست دارد دود وهم.»

چشم من بر پيكرش افتاد ، گفت‌:
« آفت پژمردگي نزديك او.»
دشت‌: درياي تپش‌، آهنگ ، نور.
سايه مي زد خنده تاريك او.



بازديد : 9849 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب غبار لبخند