+ * -
امروز 28 دي ماه ، 1395
سهراب سپهری | Sohrab Sepehri: تالار گفتمان

تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري :: نمايش موضوعات - چه کسی بود صدا زد سهراب ؟

چه کسی بود صدا زد سهراب ؟

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

ghoghnoos
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
9 آبان ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: آدینه، 10 آبان ماه ، 1392 00:05:41    موضوع مطلب: چه کسی بود صدا زد سهراب ؟ پاسخ همراه با اعلان

نگاه کردن را بیاموزیم
خوب راه رفتن
و فکر کردن
تا که آماده سفر شیم

... هوس سفر نداری
زغبار این بیابان ؟
دل من گرفته زاینجا ...

اینجا یعنی ماندن یعنی هیچ

...عبور باید کرد
وهمنورد افق های دور باید شد ...

پس چمدانمان را ببندیم کسی انگار چشم در راه توست

...باید امشب برم
باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جادارد بردارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست
روبه آن وسعت بی واژه که همواره مرا میخواند
یک نفر باز صدا زد سهراب
کفشهایم کو ؟...

بله خوبه که دوستداران سهراب جمع جمع اند شاید اینجا بشه حرف هایی زد که از حرارت تکلیم در تب وتابم .
شاد باشید
ققنوس

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از ghoghnoos تشکر کرده اند vahidmoulaei
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
mehrnoosh1364(دوشنبه، 12 اسفند ماه ، 1392 09:51:11),  

vahidmoulaei
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
2 تير ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 13
امتياز: 0
تشکر کرده: 14
تشکر شده 14 بار در 7 پست

محل سكونت: tabriz

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 28 آذر ماه ، 1392 03:08:52    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان



این بند با تمام سادگیش عالی بود. و نمیشه به سادگی ازش گذشت.
((
نگاه کردن را بیاموزیم
خوب راه رفتن
و فکر کردن
تا که آماده سفر شیم
))
به نظر قایق سهراب از جنس این سه بود:
نگاه کردن : دید متفاوت و عمیق به هستی.
فکر کردن : تعیین هدف و یافتن هدف اصلی خلقت.
خوب راه رفتن : همه اینا بدون عمل بی فایده است و سهراب خوب راه می رفت و عمل میکرد.
با اینا بود که قایقش رو ساخت :
قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند.
و رفت به پشت هیچستان...
به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان ، رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group