+ * -
امروز 10 ارديبهشت ماه ، 1396
سهراب سپهری | Sohrab Sepehri: تالار گفتمان

تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري :: نمايش موضوعات - نامه های دوستان سهراب (2)

نامه های دوستان سهراب (2)

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> به جا مانده ها...

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

golnar
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 24
امتياز: 0
تشکر کرده: 12
تشکر شده 34 بار در 17 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 30 مرداد ماه ، 1390 12:20:39    موضوع مطلب: نامه های دوستان سهراب (2) پاسخ همراه با اعلان

کتاب 8کتاب یک ماه پیش رسید، درست روزی که عازم تهران بودم، قصد کردم که خود تهران ببینمت و یا پای تلفن تشکر کنم و ابراز خوشحالی. منتها یادم نبود که دسترسی به تو مشکل تر از دسترسی به مرحوم هاوارد هیوز است (وقتی که زنده بود)!
بهتر است چند تا اسم با خط درشت بنویسی و پهلوی دستگاه تلفن منزل بگذاری که مادر و خواهر، آنها را استثنائا رد نکنند! و یا اقلا خودت دوباره تلفن کنی. و یا کاشان نری!
به هر صورت مدت دوسه هفته ای که من تهران بودم، ابتدا زیج نشسته بودی و بعد هم سعیدی و غیره گفتند رفتی کاشان.خلاصه نشد دیدار تازه و یا گوشم روشن شود./ناصر(عصار)/16سپتامبر77/

با آن که بدی! باز دوست خیلی خوب من هستی. می دانم که در خانه هستی. وقتی که به تو تلفن می کنم و می دانم که نمی خواهی آدمها را ببینی با این همه برای من یک وجود خوب، یک انسان خوب هستی... مرا می بخشی اگر در تلفنهایم پافشاری می کنم و مرتب به تو زنگ می زنم و از رو نمی روم. می دانی که خیلی برای من عزیزی و من هیچ وقت از تو نمی رنجم، از اینها گذشته زور که نیست حوصله نداری آدمها را ببینی. من همه چیز را از طرف تو قبول می کنم و می دانم که: پشت هیچستان جایی است... /م/

نامه ضمیمه از سخن رانی او
سهراب سپهری هنرمندی است با استعدادی غیرمعمول و ما قرار است که نقاشیهای او را در نمایشگاهی در تابستان به نمایش بگذاریم. امیدواریم که او وقت آزاد داشته باشد که بتواند در نمایشگاه آثارش که در جولای-آگوست برگزار می شود شرکت کند.
من اطمینان دارم که سهراب سپهری اعتباری جهانی خواهد یافت و برای خود و کشورش افتخاری بزرگ کسب خواهد کرد. /ایلین بنسون/ژوئن1971

"کتاب جای پای دوست-نامه های دوستان سهراب"

                                                                       ****

"پریدخت سپهری" در کتاب "هرکجا هستم باشم" می نویسد:
هنگام بیماری سهراب، او(جمیله-خواهرزاده ی سهراب-) دوران دبیرستان را می گذرانید. روزی با یک دسته گل رز صورتی به عیادت سهراب رفته و خطاب به دایی اش گفته بود: «ببینید این گلها چه رنگ صورتی زیبایی دارند.» سهراب در پاسخش گفته بود: «جمیله، من از پشت دردم فقط یک رنگ محو صورتی می بینم.» جمیله این جمله را گاه به تاثر زیاد تکرار می کند. می گوید: «چقدر دلم برایش تنگ شده. در خوش ترین و شادترین لحظات کودکی ام دایی جون نقش اساسی داشت. ... کاش بود و من به او می گفتم که عاشق شعر مسافرش هستم... و مطمئنم جایی نشان قدم ناتمام خواهد ماند که بار تعلق دنیا را بر زمین بگذاریم و بدون بال به پرواز درآییم. اکنون افسوس می خورم که او را تا بود به درستی نشناختم، ولی دلخوشم که او را بی دانش دوست داشتم.»

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از golnar تشکر کرده اند Aram
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> به جا مانده ها...

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group