+ * -
امروز 28 دي ماه ، 1395
سهراب سپهری | Sohrab Sepehri: تالار گفتمان

تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري :: نمايش موضوعات - نامه

نامه

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> به جا مانده ها...

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

golnar
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 24
امتياز: 0
تشکر کرده: 12
تشکر شده 34 بار در 17 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1390 16:00:22    موضوع مطلب: نامه پاسخ همراه با اعلان

یک نامه از سهراب :

تهران ، دی ماه 43      1964

-ما بزرگ شده ایم و کارهای بزرگ در خور ماست . سنگ ، انسان معمولی ، گلدان – نه این ها مال بچه هاست . وقتی بچه بودیم .

نقاشی ما از این ها پر بود . حیف از نگاه ما که روی این چیزها بنشیند . پس در پی « سرمشق » برویم . در پی myth





ها مثلا فرانسوا آدم بزرگی است . درست به کار ما می خورد . مگر ما از
giotto





چه کم داریم ؟

شور مذهبی ، ایمان ، عشق ، معرفت ، ... نه . اینها لازم نیست .

در قرن آزادی بیان هستیم و حق داریم از همه چیز حرف بزنیم . قدیمی ها از تجربه ی شخصی حرف می زدند . ما نباید بزنیم . نیازی نیست که طعم سرگردانی را چشیده باشیم تا « یهودی سرگردان » را تصویر کنیم .

کافی است یک روز که در اتاق خود نشسته ایم تصمیم بگیریم . آن وقت می توانیم دست به کار شویم . چه زمانه ی خوبی ؟ یک زمانی آدم هایی بودند که خیال می کردند یک گنجشک برای تمامی آسمان بس است . چه آرزوی کوچکی داشتند .

آدم هایی پیدا می شدند که تمام عمر عاشق می ماندند . چه حوصله ای .

خوشا به حال ما که با چند قدم از روی همه چیز رد می شویم . بی آنکه دعایی خوانده باشیم روی دیوار کلیسا نقاشی می کنیم . به همان سبکباری که رفته ایم از کلیسا بر می گردیم و یقین داریم که برای مذهب نمره ی خوبی خواهیم گرفت . مثل زنبور عسل نه مثل پروانه روی تجربه ها بنشینیم و برخیزیم . تنهایی ، مراقبه ، خویشتن داری و شور، حال ، عشق ... از هرکدام اندکی بچشیم . هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد .

لئوناردو بیکار بود که چندسال یک پرده را می ساخت ، فراآنجلیکو بیچاره یک عمر ایمان مذهبی داشت . برای ما چند روز کار مذهبی ( بدون ایمان ) کافی است . چه عصر درخشانی .

مسافرت آسان شده است . هنر هم باید آسان شود . می گویند در قدیم دود چراغ می خورده اند و استخوان خورد می کرده اند . چه رسم های عجیب و غریبی داشته اند . چه خوب شد که ما در این روزگار متولد شدیم . تازه ما فقط نقاش نیستیم . پاسدار آداب و رسوم هم هستیم . اصل این است که روی سطح همگانی زندگی باشیم . اما چون لحظه های ظریف هم باید داشت پس باید نقاشی هم کرد ، پیانو هم زد ، آواز هم خواند . سزان برای تشییع جنازه مادر خود نرفت تا یک روز از کار عقب نماند . ما چون همیشه جلو هستیم . آسان از کار دست می کشیم . سزان سیب ها را تماشا می کرد . اما این روزها تماشای سیب کار کهنه ای است . ( هستند کسانی که ویتامین سیب را می بینند . زنده abstraction





) پایه ی کارها بر هم چشمی است . اگر برای تماشای سیب درنگ کنیم همکارها جایزه را خواهند برد . پس برویم دیگ زودپز احساس بخریم و در زمانی کوتاه میز زندگی را با خوراک های رنگ به رنگ بیاراییم .

سهراب


17/12/42 / شاید بی خبر نباشی که به زودی بی ینال تهران به پا خواهد شد . من شرکت نمی کنم . خیال می کنم نیازی نیست که چندنفر از آن سر دنیا بیایند و به ما بگویند راهی که می روی چنین و چنان است . و نیز به گمان من باید از هر آنچه رنگ چشم و هم چشمی به خود می گیرد دوری کرد . باید کار کرد و نشان داد . اما اینکه چه جور نشان داد خود حرفی است ... / سهراب

وبلاگ اي عبور ظريف بال را معني كن كه پر هوش من از حسادت بسوزد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از golnar تشکر کرده اند Aram
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> به جا مانده ها...

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group