+ * -
امروز 3 فروردين ماه ، 1396
سهراب سپهری | Sohrab Sepehri: تالار گفتمان

تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري :: نمايش موضوعات - چند سوال راجع به سهراب

چند سوال راجع به سهراب

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

bedonbalsohrab
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 1
تشکر شده 1 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 آبان ماه ، 1390 17:29:54    موضوع مطلب: چند سوال راجع به سهراب پاسخ همراه با اعلان

سلام من خیلی سهرابو دوست دارم اما یه چند تا سوال راجع به او ارز شما سهراب شناسان دارم:

1- او چه دینی داشت؟

2- ایا در اشعارش از عرفان بودایی استفاده نموده؟

3- ایا شعرش در پایه ی این عرفان است؟

4- ایا کفر در اشعارش است؟

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

Aram
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
28 دي ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 36
امتياز: 0
تشکر کرده: 45
تشکر شده 21 بار در 13 پست

محل سكونت: کرج

ارسالارسال شده در: شنبه، 14 آبان ماه ، 1390 17:54:37    موضوع مطلب: Re: چند سوال راجع به سهراب پاسخ همراه با اعلان

                             
bedonbalsohrab مي نويسد:
سلام من خیلی سهرابو دوست دارم اما یه چند تا سوال راجع به او ارز شما سهراب شناسان دارم:

1- او چه دینی داشت؟

2- ایا در اشعارش از عرفان بودایی استفاده نموده؟

3- ایا شعرش در پایه ی این عرفان است؟

4- ایا کفر در اشعارش است؟



سهراب خیلی روشن و رک به این پرسش ها پاسخ داده. ابتدای شعر صدای پای آب پاسخیست به تمام این پرسش ها:

                             
اعلام:
و خدايي كه در اين نزديكي است‌:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب‌، روي قانون گياه‌.

من مسلمانم‌.
قبله ام يك گل سرخ‌.
جانمازم چشمه‌، مهرم نور.
دشت سجاده من‌.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم‌.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف‌.
سنگ از پشت نمازم پيداست‌:
همه ذرات نمازم متبلور شده است‌.
من نمازم را وقتي مي خوانم


كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي«تكبيره الاحرام» علف مي خوانم‌،
پي «قد قامت» موج‌.

كعبه ام بر لب آب ،
كعبه ام زير اقاقي هاست‌.
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود
شهر به شهر.

«حجر الاسو » من روشني باغچه است‌.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

bedonbalsohrab
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 1
تشکر شده 1 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 14 آبان ماه ، 1390 20:54:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بله من سه بار صدای پای اب رو خوندم اما این شعر می تواند ثابت کند که مسلمان است ؟ از عرفان بودایی استفاده نکرده؟ شعر را بر پایه ی این عرفان نگفته؟ و ایا کفر در اشعارش نبوده ؟

همین قطعه از شعرش بوی کفر می دهد:

كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي«تكبيره الاحرام» علف مي خوانم‌،
پي «قد قامت» موج‌.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از bedonbalsohrab تشکر کرده اند hanie

sabzineh
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
9 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 0
تشکر کرده: 4
تشکر شده 10 بار در 6 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 21 آبان ماه ، 1390 16:07:05    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با سلام
دوست عزیز به نظر من شما با اینکه سه بار "صدای پای آّب " رو خوندی ولی متاسفانه معنی اونو درک نکردی . این چند مصراع که شما می گویی بوی کفر می ده به نظر من عین توحید و اعتقاد به یگانگی خدا ست. علف، موج ،سرو،باد،باغچه و ... و به طور کلی همه عناصر طبیعت آیینه ایی ست که در آن می شود خدا را دید. وقتی سهراب میگه : من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم ، پی قد قامت موج در واقع می خواهد بگوید که همه عناصر طبیعت در حال سجده و ستایش خداوند هستند. علف تکبیر می گوید و موج قد قامت. و من هم در کنار آنها در برابر خدا سجده می کنم و با آنها همصدا می شوم.
یکی از موضوعات مهم در کل اشعار سهراب ، همین همدم بودن با طبیعت و در نتیجه همیشه تر و تازه بودن است. من پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با شخصیت و اشعار سهراب ، کتاب " هنوز در سفرم " نوشته پریدخت سپهری ( خواهر سهراب) و " مرغ مهاجر" و کتاب " نگاهی به سپهری " تالیف دکتر سیروس شمیسا را حتما مطالعه کنید.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

golnar
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 24
امتياز: 0
تشکر کرده: 12
تشکر شده 34 بار در 17 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 22 آبان ماه ، 1390 19:57:44    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان


سلام به شما دوست عزیز،


جواب سوال اولتون: او چه دینی داشت؟

-     

توی زندگیش هیچکدوم از اطرافیانش تابحال نگفتن که او دینی به غیر از اسلام داشته:


-     

دوست نزدیکش دکتر فیلسوفی در تشییع جنازه ی او شرکت داشته. با توجه به محل دفنش ، اگر دینی به غیر از اسلام داشت، دوستش مانع از دفن او در صحن امامزاده میشد.


-     

یکی از دوستان نزدیکش به اسم شیوایی می گه : سهراب گاهی روزه های چهل روزه می گرفته و در این مدت با هیچ کس جز چند نفر ارتباطی نداشته و در این مدت شعر می گفته و نقاشی می کرده.


-     

اصغر ضرابی از دوستانش هم در مصاحبه ای می گه: در سالهای 30-32 با سهراب در یک خانه بوده. و می گوید شبها اغلب تا صبح بیدار می ماند و نماز شب می خواند. همین طور در این سالها به آثار ابن عربی هم تمایل داشته.


-     

در مصاحبه ای با خواهر سهراب آمده:

خانم سپهری! اصولا آیا سهراب یک آدم مذهبی بود؟ یعنی رگه





های مذهبی آشکاری در زندگیش دیده میشد؟
نمیدانم منظورتان از مذهبی چیست. به هر حال میتوانم بگویم که به آن شکلی که بخواهید بگویید خیلی پایبند مذهب است، نبود. مادر من آدم نمازخوانی بود. به هر حال سهراب هم توی همان خانه بزرگ شده بود. این را میدانم که به خدا اعتقاد داشت و قرآن را هم چندین بار با تفسیرش خوانده بود. خیلی دقیق هم خوانده بود. توی ماشینش هم همیشه یک قرآن کوچک از آینه آویزان بود. من دقیقا نمیدانم اعتقاداتش چگونه بود. اتفاقا چندی پیش در کاشان هم بزرگداشتی برای او گرفته بودند از طرف وزارت ارشاد در این مورد از من سوال میشد





.
میدانید ما چرا اینها را میپرسیم؟
نه





...
چون سهراب تنها چهره





ی نسل طلایی شعر دهه





ی چهل و پنجاه است که پس از انقلاب اسلامی در رسانه





ها و کتابهای درسی و محافل ادبی دولتی نامش را میبرند و شعرش را میخوانند و انتشار کتابش هم هرگز با مشکلی روبه





رو نشده و نقدها و تفاسیر زیادی در باب رگه





ی قوی مذهبی در شعرش نوشته





اند.میخواهیم بدانیم این رگه تا چه حد در شخصیتاش آشکار بوده





...
ببینید، من فقط در همین حد میتوانم بگویم که چندین بار قرآن را دقیق و از اول تا آخر خوانده بود و بعد هم چندین تفسیر مختلف قرآن را به دقت مطالعه کرده بود. یادم هست که وقتی قرآن میخواند، مدام میگفت که عربی زیباترین زبان دنیاست. حدس میزنم که درباره





ی مذهب هم مطالعات دقیقی داشت. اصولا او مطالعات بسیار عمیق و جامعی داشت.


-     

« سهراب دائم در حال تراشیدن خودش بود . انسانی که خودش را دائم می تراشید . و به طور دائم تمیزتر و پاک تر و تراشیده تر می شد . یک نوع حدی برای خودش در هر چیزی قائل بود . دائما خودش را ( برای خوردنش ، آشامیدنش ، راه رفتنش ، حرف زدنش و خواندنش و کارکردنش ) در اختیار می گرفت . / به نقل از فهیمه راستکار- دوست سهراب »


-     

در گزارش چند سال پیش در مجله سروش خوندم، گروهی که به کاشان رفته بودند، از خادم پیر امامزاده ای که سهراب در آن دفن است، سوال کرده بودند. و او سهراب را می شناخته وگفته بوده که سهراب همیشه به آنجا می رفته و محال بود که یکبار به آنجا نرود. با یک ماشین جیپ می آمده و حرفی نمی زده و همیشه هم به امامزاده کمک می کرده.


-     

در مصاحبه ای با مشفق کاشانی دوست سهراب آمده:

کیهان فرهنگی: استاد. همانطور که فرمودید سهراب کار شاعری را از ادبیات کلاسیک و با مطالعه ی شاعرانی مثل سنایی، مولانا و بیدل و صائب شروع کرده، بعضی از روشنفکران بر این باورند که درست است که سهراب کارش را با شعر و عرفان اسلامی آغاز کرد، اما بعدها تحت تأثیر موج گسترده ترجمه ادبیات و عرفان بودایی، به آن سمت وسو گرایش پیدا کرد و در نوعی عرفان بودایی شناور شد. این برداشت از نظر شما درست است؟

استاد مشفق: ببینید، عنوان «بچه بودا» را ابتدا دکتر براهنی به سهراب داد.

کیهان فرهنگی: آقای دکتر شفیعی کدکنی هم چنین تحلیلی داشتند.

استاد مشفق: ولی من می خواهم چیز دیگری بگویم. سهراب سپهری منتسب به خاندان و خانواده ای بود که پدر در پدر همه از افاضل و دانشمندان متدین عصر خودشان بودند، مرحوم محمدتقی سپهر، مؤلف ناسخ التواریخ، از این خاندان بود. این ها همه مردمانی مسلمان، معتقد و اهل فرهنگ و ادب بودند. سهراب در چنین خاندان و خانواده ای پرورش پیدا کرده بود. خدا شاهد است موقعی که من با سهراب در شهرستان بودیم، وقتی بازرسان وزارت فرهنگ به کاشان می آمدند و با هم برای سرکشی مدارس به توابع کاشان آن زمان، مثل جوشقان، میمه و نطنز می رفتیم، همه جا، وقتی من وسهراب نماز می خواندیم، آن بازرسان که غالبا افرادی رشوه گیر بودند، ما را مسخره می کردند، می خندیدند و می گفتند، شما امل و عقب افتاده اید، نماز چیست؟ بله، بعضی از روشنفکران نسبت های بدتری هم به سهراب داده اند که من از گفتنش خودداری می کنم، ولی می خواهم بگویم سهراب با تمام وجود مسلمان بود. در تمام مدتی که من با سهراب بودم، نماز می خواند و آدم معتقدی بود.


-     

همین طور یک بار در تلویزیون شنیدم که یکی از دوستان سهراب در بیان خاطراتش می گه: « به سهراب گفتم که چرا شعر ولایی نمی گی. می گفته: گفتن شعر ولایی، مقام و منزلتی می خواهد که من هنوز به آن مقام نرسیده ام.»


-     

من عکسی از اتاق سهراب دیدم که در آن یه رحل قرآن دیده می شه. همین طور در همین سایت عکسی از جا قرآنی وی دیده می شه. در وسایل سهراب هم یک قاب عکسی ست که عکس یک مسجده. اما به خاطر کیفیتش معلوم نیست که دقیقا کجاست.


-     

علاوه بر همه ی اینها در شعرش هم می توان فهمید که مسلمان بوده. یکی در شعر شورم را : قرآن بالای سرم، بالش من انجیل، ... می بینم در خواب: بودایی در نیلوفر آب.

-     

یعنی به کتاب آسمانی ادیان دیگر هم اعتقاد دارد. اما قرآن در مرتبه و جایگاه بالاتری برای او قرار گرفته. ( بالای سر)

خودش توی شعرش میگه: من مسلمانم. و همین طور شعری با عنوان محراب داره که نمازش رو توصیف می کند.


-     

چون سهراب شعر دینی نگفته، بلکه شعر عرفانی سروده. پس نباید انتظار داشت که از این شعر (صدای پای آب)، بتوان اثبات کرد که مسلمان بوده یا نه.


-     

من اخیرا تحقیقی در مورد اسلام در شعر سهراب انجام دادم که اینجا برای دانلود می ذارم. امیدوارم به جوابتون برسید.


سوال دوم: آیا در اشعارش از عرفان بودایی استفاده نموده؟

- راستش من در مورد عرفان بودایی به غیر از مطالبی درباره ی عرفان بودایی که در کتاب های نقد مربوط به سهراب خوندم، مطالعه ی جداگانه ای نداشته ام. اما در همین کتاب ها اشاره هایی شده. مثلا در شعر نیایش سهراب، کلمه ی "باشد"، زیاد به کار رفته. که در وداهای هندی (دعاهای قدیمی مذاهب هندو) هم این کلمه که یک کلمه ی دعایی است زیاد بکار رفته.


- و یا کریشنامورتی عارف هندی، به ساده بودن تاکید بسیاری دارد. و می گوید در دیدن بی واسطه ی اشیا و در سلوک، سادگی و ساده دیدن یک اصل مهم و دشوار است. و سهراب هم در صدای پای آب می گوید: "ساده باشیم ..." و یا کریشنامورتی با نامگذاری اشیا مخالف است. و سهراب هم می گوید: نام را بازستانیم از ابر، از پشه، از تابستان. اما همین دو موضوع، ساده بودن هم در اسلام تأکید شده و عدم نامگذاری در اندیشه ی مولانا.


-     

در قسمت اول شعر که به آن اشاره کردید (قبله ام یک گل سرخ...) نیز این تطابق وجود دارد که باشو عارف هندی می گوید: طبیعت معبد سالک است که در آن به عبادت می پردازد.


-     

اما با همه ی این مثال ها، نمی توان گفت که شاعر قطعا از همین افراد تأثیر گرفته. یعنی تطابق دارد اما اینکه منظور شاعر هم همین باشد، حتمی نیست.


- در مصاحبه با خواهرش هم آمده:

* ژاپن را خیلی دوست داشت. از فرهنگشان خیلی خوشش آمده بود





.
سفرهایی که به شرق دور و بعد به هند و پاکستان و افغانستان داشت روی روحیه اش چه تاثیری گذاشته بود؟ به هر حال آنچه مسلم است او علاقه





ی ویژه





ای به عرفان شرقی داشت





.






* تاثیری که خیلی مشهود باشد نه. آن فرهنگ را دوست داشت






.


-     

از نظر من، چون آشنایی و مطالعه زیادی درباره ی عرفان هندی و بودایی داشته، پس در اشعارش هم از این عرفان استفاده کرده. اما با مطالعاتی که خودم داشته ام در همه ی اشعارش، در هرجا که تطابقی با عرفان بودایی داشته، تناقضی هم با عرفان اسلامی نداشته و بلکه تطابق هم دارد.از طرفی سهراب علاقه و توجه زیادی به طبیعت داشته و در عرفان بودایی هم به طبیعت توجه زیادی شده.


سؤال سوم: ایا شعرش در پایه ی این عرفان است؟

نه. چون عدم تطابق با یک سری از اصول مهم عرفان بودایی در شعرش دیده می شود.

-     

اصغر ضرابی، منتقد و دوست سهراب در مصاحبه ای می گوید: سپهری دنبال شهود تواجدی بود یعنی عبور ذات یابی و همه را در واحد کل دیدن ولی نه «حی سرمد». بودیسم هشت مقوله دارد که جزء محرمات و ممنوعات است. طمع، حرص ورزی، شهرت و این قبیل شباهت تام به عرفان ما ولی با یک تفاوت خیلی بزرگ. بودیسم کاری به متافیزیک غربی و اسلامی ندارد. یعنی از کنار خداوند رد می شود. به خدا کاری ندارد. سپهری می گوید: من خدایی دارم که همین نزدیکی است، لای این شب بوها.اما این شهود تواجدی مثلا در بایزید و جنید و خرقانی و ... شکل گرایش به حی سرمد دارد. ولی در بودیسم این نیست.

-     

همین طور در عرفان بودایی پیروی از پیر و مرشد وجود ندارد اما سهراب در شعر مسافر می گوید : "من از کدام طرف می رسم به یک هدد؟" (هدهد منظور پیر است.)

-     

از نظر من، سهراب اشعارش بر پایه ی عرفان خودش بوده. یعنی راهی بوده که خودش طی کرده. اما این عرفان بدلیل مطالعات گسترده اش شباهت هایی به عرفان بودایی هم دارد.


سوال چهارم: ایا کفر در اشعارش است؟

من تابحال چنین چیزی رو ندیدم.. بلکه شعرش مملو از ایمان است. مثلا در" درگلستانه" می گوید: "زندگی خالی نیست:"/ مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست./ آری/ تا شقایق هست، زندگی باید کرد." و یا در سوره تماشا:" به خدا ایمان آرید، به خدایی که به ما بیلچه داد تا بکاریم نهال آلو...." و یا : " زیر بیدی بودیم./ برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم ، گفتم:/ چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می خواهید؟/..."و یا در شعر "تا" :"آمده ام، آمده ام، در ها رهگذر باد عدم./ خانه ز خود وارسته، جام دویی بشکسته. سایه «یک» روی زمین، روی زمان."

درهمین قطعه از شعرش که می گید کفر است : كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو





.
من نمازم را پي«تكبيره الاحرام» علف مي خوانم‌، پي «قد قامت» موج‌





.

به نظر من نشانه ی وحدت وجود شاعر است. باد اذان بگوید، یعنی: الله اکبر و لااله الالله را بگوید. یعنی باد هم توحید را ذکر می کند. همین طور علف و موج. (شاعر همزمان با این عناصر که هر لحظه در حال نمازند ، نماز ش را می خواند) و این همان معنی تسبیح آسمانها و زمین در قرآن را معنی می دهد.

.

اگر بازهم جوابتون رو نگرفتید لطفا بگید تا بیشتر بحث کنیم.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از golnar تشکر کرده اند Aram, mosafer, ali7575
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group